در سال  805 شمسی جنگی آغاز شد که سادات آغاز کننده آن نبودند ولی به ناچار درگیر شدند ، ملک کیومرث حاکم نوشهر به تنکابن که جزء حکومت سادات شرق گیلان بود حمله کرد و سید محمد ازسپهسالاران  سادات گیلان  به حکام الموت و لمسر ( منطقه شمال قزوین امروزی ) دستور دستبرد و حملات پراکنده ( در اصطلاح امروزی عملیات ایذایی ) به حدود نوشهر را داد و از طرفی به ملک پیغلم داد که دست از بروز جنگ بکشد ولی ملک نپذیرفت .
یک سال بعد لشکر گیلان و محدودی از متحدان مناطقی از نوشهر و"  طالقان را تاراج کرده و نهیب و غارت نموده .............. بنیاد خصومت ظاهر گشت " (ص 285) .
اما ملک کیومرث از پا ننشست و به تنکابن حمله کرد و در غیاب سید داوود کیا حاکم تنکابن خانه او را آتش زد و علیرغم مقاومت مردم تنکابن بسیاری از مردم را به قتل رساند و از جمله " در آن میان دو نفر سید زاده ها از بنو اعمام سید داوود کیا را به قتل رساندند و بازگشتند " ( ص 285) .
مردم تنکابن از اطراف رسیدند و عده از مردم نوشهر را کشتند و ملک به نوشهر برگشت .
در این زمان سادات گیلان قدرتمند و بسیار جنگ دیده بودند و مشخص بود این کشتار و تجاوز را تحمل نخواهند کرد پس سید محمد گیلانی از مردم شرق گیلان را جمع کرد و از سید مرتضی حاکم ساری و همچنین حاکم قم هم کمک خواست و مردم ساری و قم برای سرکوب حاکم نوشهر براه افتادند که این به معنای هجوم از همه طرف بود .
ولی لشکر گیلان زودتر رسید و در چلندر ( از توابع امروز کچور نوشهر ) جنگ در گرفت و برادرزاده ملک کیومرث کشته شد و خود ملک هم مجروح و بسیاری از مردم بیگناه کشته و ملک فراری و جنگ تمام شد و لشکر ساری از راه رسید و چون جنگی نمانده بود مردم دو طرف شروع به مبارزات نمایشی برای خوش آمد فرماندهان نمودند و در آخر هم سه نفر از تبعید یهای نوشهر که سالها مقیم گیلان بودند بنام های ملک حسین ، ملک ایرج و ملک طوس که بازماندگان حکام سابق بودند را به عنوان حکام نوشهر گماشتند و ماجراجویی ملک کیو مرث پایان گرفت .