نتیجه دعوت از حسن بن زید داعی الکبیر به شمال ایران و قیام او و سایر سادات

قیام سادات دو مشکل اساسی داشت شامل دشمنان و اختلافات داخلی ، آنها برای ثبات و حکومت بر طبرستان ناچار به جنگ با مدعیان بومی و قدرتمندان سامانی و صفاری و فرستادگان بغداد بودند ، جنگهایی که تمامی نداشت و ازطرفی خودشان تمایل به گسترش قلمرو خود داشتند که حتی به قزوین و ری و نیشابور هم لشگر کشیدند ولی مجموع انسجام و وحدت لازم در بین سادات نبود و اختلافات و قدرت طلبی بلافاصله پس از مرگ داعی الکبیر شروع شد و اختلافات آنقدر سادات را ضعیف کرد که قدرتمندان محلی قدرت را قبضه کردند و سادات را بعنوان آلت دست خود درآوردند .

تاثیر بسیار مهم قیام داعی الکبیر تغییر مذهب مردم بود و گرایش دادن مردم به شیعه بودن اگرچه نوع شیعه بودنشان بصورت شیعه زیدی بود ولی همین اقدام باعث تغییر نگرش و باورها در مردم شمال ایران  شد بطوریکه قدرتمندانی که ایران و عراق و شام و حجاز را حتی در زمانی که هنوز سادات تحرکاتی داشتند شدند ، با تمایل به شیعه بودن توانستند ستونهای شیعه را برپا دارند .

برای روشن شدن موضوع باید چگونگی قیام مردم شمال ایران را برای تصرف ایران و.... بطور مختصر توضیح دهیم :

با رفتن سپاه خلیفه بغداد از آذربایجان و قزوین هیچ مانعی بین گیلان و سایر نقاط مرکزی ایران نماند ، در چنین وضعی سه نفر از مقتدرترین مردم شمال قیام کردند که شامل ماکان کاکی ، اسفار شیرویه و مرداویچ زیار ، در جنگ بین سه مرد ماجراجو اسفار قبل از رقیبانش  کشته شد و ماکان در خراسان مشغول بود و بعدها توسط وشمگیر به قتل رسید ولی  مرداویچ توانست ری ، اصفهان و طبرستان را تصرف کند و پس از تصرف خوزستان درهوای فتح بغداد و تجدید بنای امپراتوری ایران بود در سال 314 خورشیدی توسط محافظانش کشته شد و برادرش وشمگیر جایش نشست که اقتدارو آرمان های  برادر را نداشت .

اما خانواده ای که توانست به آرزوهای مرداویچ جامه عمل بپوشاند ، خانواده " بویه" بود ، در زمانی که ماکان سعی داشت نبیره خود سید اسماعیل  را بعنوان بزرگ سادات منصوب کند و به نام او پایه های حکومت خود را محکم سازد " ابوشجاع با سه هر سه پسر در سلک ملازمانش منتظم شد " ( حبیب السیر ج 2 ص 422) .

در سال 310خورشیدی مرادویچ در جنگ با ماکان پیروز شد و پیروزیهایش را ادامه داد " ماکان بن کاکی بجنگ مرداویچ مبادرت نمود شکست یافت و عنان انهزام بصوب خراسان تافت و مرداویچ برستمدار و مازندران و ری و قزوین و ابهر و زنجان مستولی شده در باب استخلاص دیگر بلاد عراق سعی نموده در همدان قتل و عام کرده .......... مرداویچ علی بن بویه و برادران او را که در خلال وقایع مذکوره از ماکان مفارقت نموده باو پیوسته بودند بکرج فرستاد و خود عزیمت تسخیر اصفهان فرمود " ( حبیب السیر ج2ص423) .

علی فرزند بزرگ شجاع بویه بزودی مورد ظن مرداویچ واقع شد و از کار برکنار شد و با طرفدارانش به بطرف فارس رفت و حاکم عباسی فارس را در سال 313 خورشیدی شکست داد و خود بر فارس حاکم شد و بدین ترتیب تسلط خاندان بویه بر ایران و عراق آغاز شد .

اما افتخار بزرگی خاندان بویه نسیب احمد فرزند کوچکتر شد که در سوم بهمن 324 خورشیدی وارد بغداد شد و خلیفه المستکفی وحشت زده از حضور مردم گیل و دیلم در کاخ افسانه ای هارون به پسران بویه  القاب اعطاء کرد ، احمد معزالدوله ، حسن علی عمادالدوله و حسن رکن الدوله نامیده شدند و یازده روز بعد خلیفه را برکنار کرد و پسر عمی خلیفه ،  المطیع بالله را به جایش گذاشت که مسلما اسمش در آن شرایط گویای همه چیز هست  .

از آنجا که هدف در این نوشتار تاثیر حضور دیالمه بر روند گسترش شیعه و تاثیر گذاری حسن بن زید داعی الکبیر بر اعتقادات مردم است فقط بخش اثرات مذهبی آل بویه را یاد آوری میکنم .

از آنجا که دیلمیان شیعه بودند طبعا تصمیم به جمع کردن بساط خلافت عباسیان داشتند و انتقال قدرت به علویان که مدتها با آنها در گیلان و مازندران زندگی کرده بودند اما ابن اثیر موضوعی جالب را نقل میکند " مادام که در کنار خلیفه ای هستی که نه خود به او اعتقاد داری و نه پیروانت قدرت او را قانونی میشمرند ، هر زمان که اراده کنی میتوانی فرمان دهی تا خون خلیفه را بریزند ، لکن اگر خلیفه ای از شیعیان برگزینی که هم خود به او اعتقاد داری و هم پیروانت قدرتش را برسمیت می شناسند ، هر زمان که او اراده کند می تواند از طریق پیروانت خون ترا بریزد " ( ابن اثیر ج2ص87).

معزالدوله با عدم تغییر مذهب ، هم سنی ها را راضی نگه داشت و هم حساب علویان را از بقیه جدا کرد و نخست علویان را از سیستم قضایی عباسیان جدا کرد و  اولین رئیس امور حقوقی و قضایی  علویان ابوالحسین احمد بن علی الکوکبی  از نوادگان سید الشهدا بود .

معزالدوله هنوز برای ارائه ذهنیاتش راهی طولانی داشت و برای اولین بار از زمان رحلت حضرت رسول به شیعیان اجازه ابراز عقیده داد و شیعیان تا آنجا پیش رفتند که بر دیوار مسجد بغداد نوشتند " لعنت خدا بر معاویه و بر آنان که باغ فدک را از فاطمه علیهماالسلام باز ستادند و لعنت خدا بر کسی باد که مانع از تدفین امام حسن علیه السلام در کنار مرقد جدش شد و لعنت خدا بر تبعید کننده ابوذر غفاری و لعنت خدا بر آن کس باد که ابوالعباس را از شورا بیرون راند " ( ابن اثیر ج8ص403) .

اهل تسنن بغداد شبانه مطالب را پاک کردند و معزالدوله فرمان داد دوباره بنویسند و و نهایتا برای رضایت هر دو طرف نوشتند لعنت خداوند بر کسانی که خاندان رسوول الله را آزرد ولی از اسامی فقط نام معاویه را نوشتند .

معزالدوله دستور داد برای اولین باردر طول تاریخ اسلام ، در سال 343 خورشیدی ، مراسم روز عاشورا و مراسم عید غدیر خم برگزار کنند " کلیه مغازه ها بدستور معزالدوله تعطیل میگردید و از مردم خواسته می شد که با پوشیدن جامه سیاه اندوه خود را نشان دهند . زنان با موی پریشان و چهره سیه کرده از خانه هایشان و بر سر و صورت خود میکوفتند و جامه به تن می دریدند و در عزای امام حسین می گریستند . پیدایی زمینه بر پایی سوگواری برای امام حسین ، معزالدوله احتمالا از سوگواری که در میا دیلمیان مرسوم بود نشات گرفته است ........ همچنین در 18 ذیقعده همان سال معزالدوله عید غدیر خم را جشن گرفت و دستور داد که در این روز همه شهر را آراسته ، آذین بندند . در این روز آتشی عظیم بر پا داشته ، طبلها بصدا آمده ، در شیپور ها دمیدند " ( مسکویه ج2 ص137)

مشخص است آنجه احمد بویه دستور به انجام آن داد به ناگهان به ذهنش نیامده بود بلکه تاثیر حضور سادات علوی در شمال ایران بود که او را مقید به اجرای این مراسم میکرد و اگر بعدها اجرای  این مراسم با مشکلاتی همراه شد ولی 1100 سال بعد از احمد بویه هنوز این مراسم برپاست ، مراسمی که شاید اگر مردم گیل و دیلم در آن دوران که شیعه شده توسط علویان بودند  به اجرای آن مقید نبودند شاید بصورت امروز نبود و بعدها صفویان از همان روشها استفاده کردند .

نتیجه اینکه  حضور سادات علوی در قرون سوم و چهارم در تمام حیات شیعه تاثیر شگفتی داشت و بیشتر از سادات مردم عادی خود در گسترش تفکر و مراسم شیعه نقش داشتند .